|
قرار وبلاگی
|
|
|
|
||||
|
یه قرار وبلاگی و یه دعوت قرار وبلاگی : جمعه ۲۶بهمن از ساعت ۲ تا ۵ بعد از ظهر . تالار سپید
توی خیابون ولی عصر (حدود پارک وی) روبروی سوپر استار - پنجمین جشنواره خیریه پیام
امید . غرفه خوشمزه لواشک و آلوچه و هله هوله بلاگرها ! http://www.hami83.persianblog.ir
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:55 توسط قرار وبلاگی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پ . ن . : * "و" ها
را او ( خودمونی ) بخونین ( شاعرانه و با نثری شبیه نثر مسجع ) ** در زمانی که به نسبت فراغت داشتم ، و نه در خلوت خویش ،
که در هیاهوی آدمهای دور و برم ، چند خط زیر را نگاشتم ! آیا مال من بود ؟! و من کیستم ، در لحظه ، سرگردان ، در هوای طغیان ، گله دارم از همه چیزو همه
کس ، که چرا قدر من نمی دانند ، قدر آنها را لیک ؛ نمی دانم که می دانم !؟ مرا با
تو حرفیست ساقیا ، با تو یکی ام من آیا ؟ ... خواسته ام کاری بکنم ، که خود را عبث
و بیهوده نپندارم ، شاید که بماند ، اثری ز من بر این خاکِ فنا . به زمانی گوید ، دردهایت بی سبب نیست ، هرچه کنی ز تو بر تو برمی گردد ، جسمت
را فدای اعمال ناپسندیده مساز ، هر عمل و کاری را ، اثریست که بر بدنت بنشیند ،
حرص و طمع ، حسرت و ترس ، خشم و اندوه ، بی ادبی ؛ گستاخی ، بارت افزاید از بهر
جزا ، از درد کمر تا به کلیه و پا ، قلب و نای و سرطان ! بار دیگر گوید ، همه را تو بفهم ، وز بحرِ نظر کن ارزاق ، آنگه که ترا مجال زیستن
است ، تا توانی بنگر؛ که کجایی به چه کار ، که دنیا نسازدت مشغول . ... صبر و تحمل
به سر رسید ، کلاغه به خونش نرسید ! تو توانی به مقامی عالی برسی ، این یا آن ، این مکان یا دیگری . آدمی ، ز خاک
بوده ای ؟ این نیز نخواهد ماند ، به ظاهر نام نیک و یاد یار ، از تو ماند اندر این
دارِ بی وفا . وفا را تعریف کن هان ای
بشر ، کاین امانت باشد نزد تو ، نی تا ابد . اندر این دهر که همه سرعت را خواهانند ، پی آرام باش و نی دردسر ، موج مگنت ،
فون ، رادیو ، یا که تیوی و ویدئو ؛ عصر سرعت ، عصر باد ، بگذرد اندر شتاب ، ار تو
خواهان آرامشی ، این همه وا نه ، بر کنار . سر سطر دفتر را ندانم کِی نمود ، همین قدر دانم که هست مسیرم ، موعود . در
لحظه باش و در مکان ، حالی که دنیا می نماید ، بی کران .
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 21:40 توسط قرار وبلاگی
|
|
|||||
|
|||||