|
قرار وبلاگی
|
|
|
|
||||
|
سلام. مجبور شدم اینجا بنویسم. و خوب خیلی خوشحالم واسه یه نفر که الان خوشحاله.
دلم می خواست بیام و براش بنویسم و اینکه بازم می خواستم یه چیزایی بهش بگم اما شاید مهمترینش همون چیزی بود که واسش نوشته بودم و بهش دادم!
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 20:49 توسط قرار وبلاگی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رنگ شب خنده هایم را نمی دانم در کدامین خاطره گم کرده ام و آهسته آهسته بی صدا باریدن چشمهایم را در کدامین رنج آموختم؟ روحم از وجود خسته ام گریزان است رنگ شب را دوست می دارم تا از آدمکان خالیست بدون گرگ ها همیشه رنگ احساس آبیست فانوس نگاهها پر تلاطم بی هوس بی مهابا عاشق و رویاییست ساناز صالحی
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 12:43 توسط قرار وبلاگی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مدتیه اینجا ننوشتم. تو این سه سال وبلاگ نویسی خیلی جاها رو امتحان کردم. اینجا هم خوبه . اما خوب به دلایل مختلف نوشتن کم شده. یعنی اینکه شاید بعضیا که آدم میشناسه جاهاشون عوض میشه، آدرساشون عوض میشه و می خوان آدمای کمتری رو به حریم خصوصیشون راه بدن. بعضیا هم که تو سن پایینتر می نوشتن میرن تو بازار کار یا توی زندگی گم می شن و دیگه به نوشتن نمی رسن. یا اینکه دسترسیشون به اینترنت محدود و کمتر میشه. دلم می خواست این مطلب رو اینجا بنویسم. اما مطلب مهمتری که منو وادار کرد به نوشتن مجدد، یه خبر بود که دو سه روز پیش تو روزنامه خوندم. اونم اینکه توی فیلیپین قراره مدتی دیگه انتخابات ریاست جمهوری باشه و رییس جمهور این کشور خانم آرایو، بخاطر اینکه می خواسته سخنرانیش رو مردم از تلویزیون بتونن ببینن و بشنون، اون روز رو تعطیل عمومی اعلام کرده بود. یه همچی کسی برای همچی قصدی یه روز رو تعطیل اعلام می کنه، اما یه چنین روزی مثل امروز که تو کشور ما بخاطر تولد حضرت فاطمه مردم روز مادر رو جشن می گیرن ، تعطیل عمومی نیس! این مقایسه واسم خیلی جالب بود.
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 13:13 توسط قرار وبلاگی
|
|
|||||
|
|||||